قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2622

تاريخ الفي ( فارسى )

بنابراين ، اتابك طغرل تگين ، تاج الملك را با سپاه انبوه به آن ولايت فرستاد . ابو محمّد قلعه و شهر را به او تسليم نموده خود به جانب دمشق رفت و از دمشق عزيمت بغداد نموده به انبار رسيد . در تاريخ [ ابن أثير ] جزرى مسطور است كه چون ابن صليجه با اسباب خود از جبله به دمشق آمد ، صاحب طرابلس ، ابن عمّار ، كس پيش ملك دقاق فرستاده پيغام داد كه : ملتمس آن است كه اسباب و اموال ابن صليجه را در سر كار خاصّهء خود ضبط فرموده او را دست و گردن بسته پيش من فرست كه من به عوض او مبلغ سى هزار دينار به خزانهء عامره و اصل مىگردانم ؛ و دقاق دست ردّ بر سينهء ملتمس ابن عمّار زده ابو محمّد را با جماعتى از معتمدان خود به جانب بغداد روانه ساخت . و چون به بغداد رسيد ، سلطان بركيارق به واسطهء تنگدستيى كه او را روى نموده بود طمع در اموال او كرده بود مبلغى عظيم از نقد و جنس از وى تحصيل نمود . و اين معنى موجب بدنامى تمام بركيارق شد ؛ چه ، طمع كردن در مال شخصى كه پناه به او آورده باشد كمال بىمروّتى است ؛ خصوصا از سلاطين كامگار و خواقين ذوى الإقتدار ، ظهور اين‌چنين امرى موجب تنفّر قلوب صغار و كبار مىگردد و آن مستلزم اختلال امور سلطنت مىشود . و امّا احوال تاج الملوك كه بعد از بيرون آمدن ابو محمّد بن صليجه از ولايت جبله به واسطهء ظلم و تعدّى بر اهالى آن ناحيه منجر شد كه اكابر و اعيان آنجا كس پيش قاضى فخر الملك ابو على عمّار بن محمّد بن عمّار ، صاحب ولايت طرابلس ، فرستاده بعد از اظهار شكايت بسيار از ظلم تاج الملك ، التماس آن نمود كه : اگر فوجى از سپاه قاضى فخر الملك با يكى از امراى صاحب قدرت متوجّه آن ولايت گردند ما تاج الملوك را از آن ولايت اخراج نموده شهر و ولايت را تسليم فرستادگان شود . قاضى فخر الملك التماس ايشان را قبول نموده آن ولايت را به پسر خود ، عسكر بن عمّار ، مبذول داشته با لشكرى آراسته به دفع تاج الملوك و ضبط ثغر جبله نامزد فرمود . و چون سپاه قاضى به نواحى آن ولايت رسيد ، اهالى آن ولايت به ايشان ملحقّ شده شروع در جدال و قتال تاج الملوك نمودند . آخر الأمر ، عسكر بن عمّار ولايت جبله را به حوزهء تصرّف خود آورد و تاج الملوك را گرفته پيش پدرش ابن عمّار فرستاد و ابن عمّار او را اكرام و تعظيم بسيار نموده پيش پسرش به دمشق فرستاد و اعتذار بسيار از وى خواست كه : چون اهالى ولايت جبله به تو ميل نداشتند ، اگر ما آن ولايت را متصرّف نمىشديم يقين كه ايشان بالضّروره ثغور را به فرنگيان مىدادند و آن مستلزم تسلّط كفّار بر بلاد اسلام مىشد . و از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه شعبان سلطان بركيارق حكم فرمود كه هرجا كه اسماعيليّه باشد او را به قتل رسانند . و در تواريخ معتبره مسطور است كه سبب قتل سلطان